« بعضی رویا ها را می توان باور کرد »

هر آغازی با آغازی دیگر متفاوت است. داستان مدرسه طبیعت دماوند هم در یک عصر رویایی آغاز شد. دی ماه ۱۳۹۳در جلسه هم اندیشی «شورای کتاب کودک و فرهنگنامه کودکان و نوجوانان»، «استاد وهاب زاده» از «تاثیر عمیق طبیعت بر کودکان» سخن گفت. از تجربیات سفرهای آقای کرم و …  جرقه همانجا زده شد! مکانی برای کودکان که تجربه طبیعت را داشته باشند. در غروب این روز، هنگام برگشت از جلسه هم اندیشی شورای کتاب کودک به خانه، به این موضوع فکر می کردم و  رویای خود کودکانی با چهره های شاد و مشتاق در محوطه سبز مدرسه در حال دویدن و بازی می دیدم و حتی صدای قهقه های آنان را می شنیدم. در این هنگام چهره کودکان یکی پس از دیگری از جلوی چشمانم رد می شد. گویی زمان برایم بی حرکت مانده بود و من سرخوشانه به راهم ادامه می دادم۰.،

تصاویری از مدرسه طبیعت خیالی خود را به روشنی می دیدم. به راستی این کودکان در این مکان چه خواهند کرد؟ تا این زمان تجربیات زیادی با کودکان داشته ام و اکنون کار با کودکان در بستر طبیعت

از خود پرسیدم : «آیا می شود چنین بستری غنی برای کودکانمان فراهم کرد؟»

در این لحظات که پرسش های بسیاری در ذهنم مطرح می شد، به یاد گفته استاد عزیز «نوش آفرین انصاری» افتادم:  چیزی که در درون یک معلم زاده می شود تا به منصه ظهورش از پای نخواهد نشست۰ 

به راه خود ادامه دادم. در حالی که به موارد زیادی می اندیشیدم متوجه شدم که نباید به یافتن یک پاسخ مشخص امیدوار باشم. با همه اینها در جست و جوی تصویری بودم که مرا به سوی مسئولیت آینده ام در قابل کودکان سرزمینم سوق دهد، به پایداری و انسجام حرکتم بیانجامد و مسیر راهم را  روشن تر کند۰.

مجدداً تصویری از کودکان عاری از بکن و نکن های بزرگترها، آزاد و رها و سرخوش در حال بازی در محوطه مدرسه از جلوی دیدگانم عبور می کرد. این تصاویر چون پرده ای شفاف و زیبا من را مصمم تر می کرد تا بیشتر بخوانم و بدانم۰

این بار آغاز دیگری در راه بود. پس از مدتی خواندن و خواندن دریافتم که برای پرداختن به دنیای امروز کودکان باید شیوه اندیشیدن را تغییر داد و برای این کار هیچ نقطه آغازی بهتر از دانستن شیوه های نوین وجود ندارد. همچنین دریافتم که بسیاری از روشهای آموزشی امروز، پاسخگوی نیازهای کودکان امروزمان نیست، دریافتم که امروز، به ویژه در سنین پایین، فعالیتهای مبتنی بر بازی باید جایگزین روشهای قبلی شود. دریافتم که تجربه طبیعت، احساس و ادراک کودک را با قدرتی غیرقابل کنترل تحت تاثیر قرار میدهد. دریافتم که طبیعت به زندگی کودک معنا و عمق میبخشد. عناصر طبیعت آب، خاک، گیاه و …. کودک را تحت تاثیر قرار میدهد، و او متوجه میشود که آب، گیاهانی که در خاک رشد می کنند و حیواناتی که از گیاهان و گاهی از یکدیگر تغدیه می کنند، عناصر ضروری حیات هستند. دریافتم که در مهاجرت پرندگان، جزر و مد آب، تا خوردگی غنچه ی آماده برای بهار، علاوه بر زیبایی واقعی، نوعی زیبایی نمادین وجود دارد۰ 

دریافتم که کودکان به مکانهایی آزاد برای گشت و گزار و تعقیب و گریز نیاز دارند، جایی که بتوانند دنبال هم بدوند، بازی کنند و خلاصه اینکه رها باشند۰

دریافتم که نقش حیوانات در تکوین هویت کودک نقش به سزایی دارد و کودک در رابطه با حیوانات نیز از طریق واکنش های آنها درکی از خویش پیدا می کند و در این ارتباط، رشد عاطفی کودک سریع تر می شود و همچنین با بنیانهای روانی و اخلاقی مراقبت از حیوانات و بسط آن به کل طبیعت روبه رو می شود. و نیز دریافتم که دور بودن کودک از حیوانات و طبیعت باعث می شود که روند شکل گیری رفتار مراقبتی در کودک عقیم بماند و فراهم شدن بستر مراقبت از حیوانات، زمینه را برای ایجاد دغدغه های اخلاقی و مراقبت زیست محیطی در سطوح مختلف فراهم می کند۰

و همچنین آموختم که کودکان نیازمند فرصتهای کاوش، دست ورزی، خلق و یادگیری در دنیای طبیعی خویش اند. بچه ها با آنچه دم دستشان است مانند شاخه، تنه، برگ و … فعالیت ها و بازیهای مختلف می کنند. آنان در محیط طبیعی، تجربه چالشهای فیزیکی، تحمل، حل مسئله، و رشد اجتماعی همراه با همکنشی با همسالان خود را از طریق صحبت و بازی یاد می گیرند۰

 پس ازاین آموخته ها من را مصمم تر کرد که مکانی به این فعالیتها اختصاص دهم، پس از جستجوهای بسیار به شهر زیبای دماوند رسیدیم و به نام قله سرفراز اسطوره ای دماوند، «مدرسه طبیعت دماوند» در خرداد ۱۳۹۵ تاسیس شد. از آن روز این مکان، امپراطوری کودکان شد و هر روز شاهد سرخوشی، شادی و البته یادگیری خود انگیخته، آزاد و رها در این مکان هستیم. اکنون که این مطلب را می نویسم سه روزی از آمدن دبستان دخترانه ای به مدرسه گذشته است. صدای شادی کودکانمان همچنان در گوشم زمزمه می کند. از آنان خواستیم نظراتشان را راجع به مدرسه بنویسند و آنان چنین نوشتند

حدیث : خیلی خوب بود بهترین روز زندگیم بود

ملیکا اکبری : بهترین و ماندگارترین تجربه دنیا

یکتا غفاری : خیلی خوش گذشت ممنون از زحماتتون واقعاً از بکن و نکن خبری نبود

 سلام من مهدیه هستم. به نظر من اینجا خیلی عالی و بی نظیر بود

 من پانیذ هستم. من اینجا را خیلی دوست دارم، بازم میام

من فاطمه هستم. اینجا را خیلی دوست دارم توصیه می کنم همه مدارس بیان اینجا

 من سینا هستم امروز به من خیلی خوش گذشت، رفتم خونه درختی، تاب تارعنکبوتی، تاب بازی، آب بازی اینجا خیلی خوبه همه چیز خیلی خوبه مخصوصاً نون پختن، من خیلی خوشم آمد. دوستون دارم

این چنین است که یک رویا محقق می شود و ما را مصمم تر و امیدوارانه تر به پیش می برد

اشرف امینی

۱۳۹۷ خرداد

Categories: Uncategorized

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *